کارمند خوب

وقتی صحبت از کارمند خوب میشود همه به دنبال کارمند بد هستیم !

باید بطور کلی کارمند بد را از ذهنمان پاک نماییم ، چرا که ما کارمند بد نداریم بلکه کارمند خوب ،کارمند خوب تر ، کارمند عالی داریم ! انتخاب با خود ماست که کدام کارمند نصیب مان شود .

اگر بهتر بخواهم بگویم ما کارگر و کارمند نداریم بلکه همکار خوب یا همکار خیلی خوب و یا همکار عالی داریم !

نظر شما چیست؟

چند سال پیش دوستی از رفتار کارگرانش شاکی و ناراحت بود من به او گفتم :

چند سال است که کسب و کار ات را شروع کرده ای؟

روز های اول چند کارگر و کارمند داشتی؟

خانه و محل زندگی تو کجا بود؟

حالا خانه و محل زندگی تو کجا است؟

چه تعداد از کارگران و کارمندان قدیمی هنوز در گروه همکاران تو هستند؟

تا چه میزان از شرایط زندگی آنها مطلع هستی؟

چه امکانات رفاهی برایشان فراهم کرده ای؟

و خلاصه یک سری سوالهای از این دسته که او با لبخند گفت جدی میگی من از تو کمک میخواستم ولی گویا تو نماینده کارگران هستی ؟

گفتم نه برعکس من طرفدار کارفرمایان هستم کارگر که پولی ندارد به من بدهد سرمایه دار ها حقوقم را میدهند واز طرف دیگر من از قرآن کتاب مسلمانان آموخته ام آنان که میدانند با ا«ان که نمیدانند برابر نیستند .

این بدان معنا نیست که کارگر و کارمند نمی داند بلکه وقتی شخصی به خودش جرات می دهد تا مدیریت کار ها را بدست بگیرد و مسئولیت پذیر می شود باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد !

خاطره ای از امیر عباس هویدا نخست وزیری که بیش از دوازده سال ریاست ولت را برعهده داشت تقدیم حضورتان می کنم .

امیرعباس هویدا پس از تکمیل تحصیل و آمدن به ایران به عنوان یکی از مدیران ارشد شرکت نفت مشغول به کار شد رفتارش با دیگر مدیران متفاوت بود او کمتر خودش راساً تصمیم می گرفت و با طرح موضوع فرصت دادن نظر دیگران حتی کارمندان و کارگران را میداد مدیران دیگر با این روش کار مشکل داشتند او بی تفاوت به این نظرات یک روز بجای حضور در نهار خوری مدیران وارد غذاخوری کارکنان و کارگران شد ابتدا همه ساکت شدن و به او نگاه میکردن ولی بعد از تکرار این کار موضع برای همه معمولی شد و او توانست از نزدیک با مشکلات کارکنان آشنا شود او تصمیم گرفت برای ارتقای علمی و فرهنگی همکاران ماهنامه ای را با عنوان کاوش چاپ کند مجله ای که بهترین نویسندگان و روشنفکران را برای تهیه مقاله بکار گرفته بود هویدا از نویسنده و متفکری مثل جلال آل احمد دعوت کرد تا به میان کارگران برود و از نزدیک مشکلات را لمس کند . هویدا از شخصی مثل احسان نراقی که زیاد مورد تایید نظام شاهنشاهی هم نبود دعوت کرد که مشاورش باشد و در مناطقی از شمال کشور اردوگاهی برای فرزندان کارکنان شرکت نفت تاسیس نمود و از شخصی که مخالف رسمی نظام پهلوی بود و در بین مدیران شرکت نفت هم جای نداشت دعوت کرد تا مدیر این اردوگاه شود منوچهر پیروز در کارش بسیار شایسته عمل کرد و نتیجه این مدیریت ها اورا به نخست وزیری کشور کشاند.

سه چریک محکوم به اعدام که کشور عمان را ساختند!

یوسف بن علوی یکی از سه فرمانده چریکهای جبهه ظفار بود. وقتی که شاه ایران به ظفار لشکر کشید و جنبش ظفار را محاصره کرد ، رهبران دستگیر شدند. قابوس تازه شاه شده بود. رهبران ظفار حکم اعدام گرفتند و هر سه حکم را پذیرفتند و به پشیمانی روی نیاوردند. یکی دانشجوی علوم سیاسی که در لندن تحصیل کرده و به ظفار باز گشته بود همین یوسف بن علوی بود که سالها وزیر امور خارجه عمان شد . و یکی هم دانشجوی اقتصاد بود که در ٣٠ سال گذشته برنامه ریزی اقتصادی و سیستم بانکی عمان را مدیریت کرد و دیگری در آموزش و پرورش، که آن را نوسازی و مدرن کرده و آموزش زبان انگلیسی را از دوران ابتدایی اجباری و مجًانی کرد.

سلطان قابوس قبل از اعدام (درست همزمان با اعدام گلسرخی و دورانی که دهها جوان تحصیلکرده ایران به جرم فعالیت چریکی در ایران یا در خیابانها کشته شدند و یا اعدام شدند) خواست تا هر سه جوان چریک را ببیند. از آنها سوْال کرد که مگر شما همانی نیستید؟ پس چرا راه جنگ را انتخاب کرده اید؟ گفتند ما می خواهیم از یک زندگی بدوی و بیابانی به کشور مدرن تبدیل شویم.

قابوس سه راه را پیش پایشان گذاشت:

١- خروج از عمان و انصراف از شهروندی عمان ولی تا آخر عمر تمام مخارج تحصیل و زندگی مهمان پادشاه؛

٢- زندان ابد در همین عمان با یک درجه تخفیف؛

٣- دست از این چریک بازی بردارید و هر کدام یک قسمت مملکت را بگیرید دستتان و آن را بسازید.

هر سه راه سوم را انتخاب کردند.

عمان سوئیس خاورمیانه شده است. باورش مشکل است.

این سه نفر چریک چپگرا، عمان را به یک کشور مدرن تبدیل کرده اند. این یوسف بن علی، وزیر امور خارجه در ٤٠ سال گذشته، اعجوبه دیپلماسی است و آموزش و پرورش کشور هم تا حد آمریکاست.

قابوس به مدارا و حزم اندیشی تهدید را به فرصت تبدیل کرد. تجربه ای جالب و موفق.

باز هم نمونهای دیگر بیاورم از کمی دور تر تا باور کنید وقتی میگویم کارمند بد نداریم کارمند بد نداریم!در واقع باید بگویم ما مدیر خوب کم داریم!

بیشک تاریخ تاسیس و ساخت کشور استرالیا و یا نیوزلند را خوانده و یا شنیده اید این دو کشور را محکومیت تبعی دولت بریتانیا ساختند و امروز این سرزمین ها جزو بهترین کشور های جهان هستند .

افراد زیادی را می توان نام برد که در طول زندگیشان باور اینکه او چه مسیری ا طی نموده تا بدانجا رسیده برایم غیر قابل باور است نمونه بروزش تام هاردی بازیگر هالیوودی و یا پیشنهاد میکنم کتاب : « تام پین» - یکی از پرفروش‌ترین آثار تاریخ آمریکا که جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده و بینش شور انقلابی پین را به عنوان ریشه‌های اصیل به نسل تازه‌ای از خوانندگان بازگرداند را مطالعه نمایید. کتاب تام پین تصویری واضح از شیوه نگارش پین و یک شور انقلابی غیرقابل وصف را به خواننده منتقل میکند. هوارد فاست (1914-2003) یکی از پرکارترین نویسندگان امریکایی قرن بیستم بود. او نویسنده ای پرفروش با بیش از هشتاد اثر داستانی، غیرداستانی، شعر و فیلمنامه بود. در شهر نیویورک بزرگ شد و اولین رمان خود را پس از پایان دبیرستان در سال 1933 منتشر کرد. در سال 1950، امتناع او از ارائه فهرستی از همکاران احتمالی کمونیست به کنگره ایالات متحده، او را به سه ماه زندان محکوم کرد. . فست در دوران حبس خود یکی از معروف ترین رمان هایش به نام اسپارتاکوس (1951) را نوشت. فست در طول کار طولانی خود، تعهد خود را به دفاع از عدالت اجتماعی در نوشتن خود با سبک داستان سرایی ماهرانه و زنده مطابقت داد.

تام پین سرگذشت : توماس جفرسون، سیاست‌مدار و سومین رییس جمهور آمریکا، زادروز: (۱۳ آوریل ۱۷۴۳ میلادی) وی یکی از نویسندگان قانون اساسی آمریکا است.

مدیریت درست در کتاب بیشعوری فصل اول نویسنده به تغییر لازم برای برخورد با نیروهای زیر دست اشاره می نماید مادامی که این تغییر حاصل نشود اتفاقی نمی افتد .

مدیر لایق برای حفظ سرمایه و داراییش به آموزش کارکنان و ارتقا سطح زندگی و دانش آنها به همان اندازه که به پیشرفت امکانات صنعتی می اندیشد باید بیندیشد!

مدیری که در طول سالها محل زندگی خود را به محله های بالا شهر انتقال می دهد شایسته است به فکر اسکان و سکونت و زندگی کارکنانش هم باشد در غیر این صورت کارکنانش نمی توانند این رشد او را تحمل کنند .

مدیر لایق تنها به رشد و پیشرفت مدیران نمی اندیشد او به تمام اجزای یک سیستم برای رشد بیشتر نیاز دارد ،او میداند وجود حتی یک قطع کوچک نا چه اندازه به رشد سیستمش کمک میکند.

از یک نگهبان ساده یا کارگر نظافتچی اداری!

دوره آموزشی و پرورش برای این افراد کمک بزرگی به او است تا راحت تر بیندیشد و در امور مختلف تفویض قدرت نماید.

شرکت بزرگ شکلات سازی با شکایت های زیادی روبرو شد که بعضی از بسته ای شکلات خالی هستند و بسته کاملان استاندارد بسته بندی شده است مدیران ارشد و مهندسین به عیب یابی سیستم ها اقدام نمودن و تیم کارشناسی از خارج از کشور دعوت شد تا ایب دستگاه مشخص گردید برای این که مشکل برطرف شود تاین بودجه شد و زمان بررسی نهای یک کارگر ساده وقتی متوجه مشکل شد پیشنهاد ساده ای داد که میلیونها تومان به کارخانه کمک می شد و آن استفاده از یک پنکه ساده در مسیر خط تولید بود چراکه بسته های خالی به دلیل وزش باد پنکه از چرخه بسته بندی خارج میشوند و از این راه دیگر به دست مشتری نمی رسیدند.

بوجود آوردن حس علاقه و عشق در کارکنان بسیار مهم است این که او بداند مدیرش به او می اندیشد و به فکر او و خانواده او است.

سعی کنیم به هر شکل ممکن حس افتخار و غرور را در وجود همکاران متولد و زنده نگه داریم حسی که از با ما بودن در وجودشان متولول باشد.

سالها پیش من مدیر یک مرکز آموزشی بودم و قرار شد با کلیه مدیران ارشد سازمان به یک سفر تفریحی برویم یکی دو شب از سر ما نگذشته بود که همه را در سالن هتل جمع کردند و مسئول رفاهی ماه اعلام کرد ریاست سازمان برای رفاه حال شما و نداشتن دغ دغ خرید و سوغاتی برای خانواده هایتان اکسیر هدیه تیه نموده و دیگر نیازی نیست شما وقت و سرمایه خود را برای خرید هدیه هزینه نمایید راحت به گردش های خود ادامه دهید، این کار بشدت در روحیه همه همکاران تاثیر مثبت بگذارد و برای ما فراموش نشدنی بود؛همین مدیر در نزدیکی سال نو نیز با ارسال یک بسته هدیه پر از شیرینی و شکلات و آجیل های خوراکی به نشانی منزل ما به همراه یک نامه تقدیر از همسران مان توضیح داد بود که متشکرم از همکاری شما!

تبیعیست ما نیز به عنوان مدیران ارشد همین رویه را با کارکنان خود در پیش گرفتیم و این آموزش بسیار عالی بود تا سلسله وار ادامه یابد تاثیر این رفتار آنقدر عالی بود که هنوز هم برای من ادامه دارد.

اپرا وینفری مجری سرشناس و یک یاز ثروتمندترین زنان جهان کار آفرین و صاحب چند برند مشهور جهانی در شب تولدش به تمام مهمانان حاضر یک اتومبیل گرانقیمت هدیه میدهد و جالب اینکه شرکت تولید کننده این اتومبیل ها به دلیل تبلیغات انجام شده پول هیچ یک از اتومبیل ها را از اپرا میگیرد و به عنوان هدیه به او و مهمانانش تقدیم میکند!

این کار اوپرا به من آموخت که زان پس در تمام مراسمی که برگزار می نمایم نه تنها به مهمانان ویژه بلکه به همه حضار یک هدیه به عنوان قدردانی از حضورشان و یاد بود آن روز تقدیم نمایم ،با این کار آنها همیشه مرا و خدماتم را به یاد خواهند داشت و در مراسم بدی نیز با تمایل بیشتری حاضر خواهند شد .

چندی پیش دوستی مرا برای گفتگو به دفتر کارش دعوت نمود ف بدلیل علاقه و احترامی که برایش قائل بودم رفتم و او کمی دیر رسید بیش از سی دقیقه که خود این کار برای یک مدیر شایسته کمی ناشایست است!بعد از پوزش و عذرخواهی گفتگوی کاری خود را شروع کردیم تا نفر سوم میدر دیگر شرکت برسد که وقتی رسید گویا بطور کلی فراموش کرده بود که امروز با ما جلسه دارد من به عقربه های ساعت نگاه میکردم چرا که قرار بود جلسه ما ساعت یازده شروع شود ولی با تاخیر دوستم حدود دوازده شروع شده بود و بعد از آمدن نفر سوم این جلسه از ساعت 14 نیز گذشته بود من بیشتر به فکر زمان نها آنها بودم تا خودم و برای همین مودبانه قبل از ساعت 15 از آنجا خارج شدم و مانند همیشه بلافاصله با ارسال یک پیامک از پذیرای و حسن برخوردشان کمال تشکر ا نمودم . مدتی بعد از همین دوستان یک دعوت نامه به دستم رسید که جلسه افتتاحیه بندشان را از ساعت ده صبح تا دوازده گذارده بودند اینبار با کلی رودروایسی برایش نوشتم چرا جلسات تان را در زمان بهتری نمی گذارید تا مهمان ها در زمان نهار و استرارات دچار مشکل نشوند ؟

او پیام داد وظیفه من دعوت شما بود!

یعنی اگر ده جمله مناسب می توانست بنویسد بدترینش را نوشت و ...البته فوری اصلاح نمود و من نیز به دلیل علاقه قلبی به او و آرزوی موفقیت برای یک سری توضیحات نوشتم ولی بشدت متاثر شدم .

بیشتر مدیران در برداشت الگو های مختلف موفقیت توانا هستند اما در اجرایی آن دچار مشکل میشوند برای نمونه حضور در نمایشگاه های مختلف داخلی و یا خارجی و یا سمینار های گوناگون و یا گرفتن مدرک مختلف از جمله ایزو و یا لانسن و حتی برگزاری دوره های آموزشی و یا شرکت در این دورها اما همیشه درصد بسیار کمی موفق میشوند چرا؟

دوستی دارم که مدام نمایشگاه های نقاشی در گالری های مختلف برگزار می نماید و هر بار هم سعی میکند بهتر باشد اما روش کارش همان قبلی است .

با ر ها دوستانه به او گفته ام : نمی شود تغییری را انجام داد با همان اندیشه و باور های قدیمی!

نمایشگاه تشکیل میشود در مکان مناسبی غرفه شرکت کارش را شروع میکند دکر سازی عالی پذیرای عای خانم و آقایان همکار با لباسهای مناسب و توضیحات عالی حتی لیستی از مهمانان و مراجعه کنندگان تهیه می شود اما خروجی این نمایشگاه هیچ است!

در بهترین شرایط تیمی با مشتریان و بازدیدکنندگان تماس میگیرند و نظرشان را جویا می شوند ولی باز خروجی زیاد مطلوب نیست!

این تازه برای آن دسته از شرکت ها است که اینگونه خدمات را انجام میدهند و آنها که به گزارد یک میز و یک کارمند در سطح نمایشگاه اقدام نموده و تنها کار شاخص نشان دادن یک بروشور به دست مشتری بوده که هیچ!

در بیشتر مواقع بطور کلی سیستم های تلفن ادارات و شرکت ها بخصوص این روز ها بلا استفاده است و کمتر کارمندی بای پاسخگوی گوشی تلفن کاری را برمیدارد و فقط از گوشی همراه خود استفاده می نماید،این یعنی بدا به حال کسی که از راه تلفن می خواهد با آن شرکت یا مجموعه ارتباط برقرار نماید !در صورتی که این گونه افراد هستند که بشدت می توانند مشتری مداری نمایند و از ارزش بالای برخوردارند آنها به نمایشگاه و غرفه شما آمده اند شماره شما را گرفته اند زمان گذاشته اند تا با شما صحبت کنند و این یعنی بیش از هشتاد در صد کار انجام شده اما شما چه برخوردی دارید ؟

اگر کارمندی گوشی را بردارد و سرحال باشد کمی با آین مشتری صحبت میکند و میگوید شما تلفن بزن به این شماره یا شما باز تماس بگیر و یا طرح تان را برای ما ارسال کنید دوستان بررسی میکنند در صورت نیاز با شما تماس میگیرند!

آیا این کل اتفاق صود برگزاری و حضور در یک نمایشگاه است؟

تلفن گویا و یا خدماتی از این دسته بیش از هر چیز برای سهولت ارتباط با شما است تا مخاطب در انتظار تماس نماند نهان که بی تماس بماند !

پاسخ هر یک از همکاران و کارکنان برای به گردش درآمدن چرخه خدمات و تولید شما بسیار الزامی است !

یک بازدید کننده و یا مشتری خوب موفق میشود با شما ارتباط برقرار کند و کارمند شما میگوید مورد کاری خود ا بصورت تیکت برای ما ارسال نمایید !

اگر مورد خدماتی و پرسش فرد چیزی جز نیاز خدماتی باشد چه کسی پاسخگو است!؟

آیا با او تماس میگیرد و از تماسش تشکر می نماید و به نظراتش گوش میدهند ؟

یک شبکه تلویزیونی سرمای اسلیش مخاطبینش هستند اگر مخاطبی تماس بگیرد و بجای شنیدن صدای مشاور از او خواسته شود فقط پیام بده و قطع کن به نظر شما این شبکه در روش مشتری مداری چقدر موفق بوده است؟

در مقابل شبکه ای که به مخاطب می گوید لطفاً شماره تماس بدهید ما خودمان به شما تماس میگیرم و بعد با این فرد تماس میگیرند و ساعتی را به شنیدن درد دل هایم صرف نموده و نمیگذارد او هزینه کند حتی با خارج از کشور!

این آن آموزش مشتری مداری است ما کافیست در شرایط فعلی کسب و کار همین مشتری هایمان را به نحو احسن حفظ نماییم .

یک مجموعه آموزشی را دایر نموده بودم که در نوع خود بی نظیر بود و در کشور اولین مرکز آموزش بحساب می آمد با تنوع رشته و خدمات و همچنین دانش آموزان کار بسیار دشواری بود مرحوم پدرم یک نظامی بازنشسته بود و برای نظارت بیشتر و بهتر کار ها پیشنهاد کرد از یک فرد بازنشسته با تجربه در امور آموزشی و اداری دعوت به همکاری نمایم و استدلالش هم این بود که :

یک بازنشسته در رشته و کارش دنیایی تجربه دارد

بازنشستگان هیجانات جوانان را ندارند

فرد بازنشسته تشنه قدرت و ریاست نیست

بازنشسته میتواند کمبودها و کسری ها را زودتر متوجه شود

و با حداقل حقوق بدون نیاز به بیمه و مالیات حاضر به همکاری است

پیشنهاد پدرم را پذیرفتم و چند دبیر بازنشسته برای کار های آموزشی و همچنین یک کارمند ارشد بازنشسته که در سیستم اداری مستقیم با خانم فرخ لقا پارسا وزیر آموزش پرورش زمان پهلوی هم کار کرده بود به نام زنده یاد عباس کارگر مقدم و برای خدمات تبلیغاتی نیز از زند یاد محسن مسعودی یکی از بهترین مدیران تبلیغاتی کشور دعوت به همکاری نمودم و نتیجه بمراتب بهتر از آنچه که مرحوم پدرم گفته بود شد ،به شما هم پیشنهاد می کنم اگر به دنبال یک کارمند خوب و با تجربه هستید به سراغ بازنشستگان بروید و بعد از گزینش به کار بگیرد .

شاید در زمان دیگری خدمات همکارم بازنشسته ام را برای استفاده دیگران بیان نمایم.

در حد توان برای همکارانمان امور رفاهی فراهم سازیم و نگران هزینه ها نباشیم، با آنها به تفاهم برسیم که بخشی از سود حاصله را به عنوان سرمایه گذاری در مجموعه و نوعی شراکت برایشان در نظر خواهیم گرفت،مسکن و تغذیه از مهمترین موارد و مشکلات هر انسانی است حتماً برایشان به عنوان وام های بی بهره مبلغی را در نظر بگیرم و در تهیه مسکن مناسب یاریشان نماییم . از یک مشاور خوب در بخش مشاور خانواده هر هفته در محل کار بهره مند شویم و یا در صورت امکان آدرس و تلفن مشاور را در اختیار همکاران قرار دهید تا بدون پرداخت هزینه های مربوطه برای مشکلات روحی و روانی به آن مرکز مراجعه نمایند.در صورت نیاز به حل یافته های مشاور در خصوص کارکنان خود یاری نمایید .دغدغه های دارویی و حمل و نقل را برایشان آسان نماید در صورت نیاز از امکانات خود ایشان را بهره مند سازید برای نمونه اگر نیاز به جابجایی وسایل دارند خود رو مناسب یا کامیون در اختیارشان قرار دهید و یا اگر فرزند و یا همسرشان باید چند جلسه به پزشک و یا بیمارستان برود اتومبیل و یا کرایه لازم را در اختیار او قرار دهید این گونه به او آموزش دهید و نتیجه مطلوب بگیرد .

بیشک اگر مردی نسبت به این خدمات کم لطفی پیشه نمود شایسته ترین رفتار با او پایان دادن به همکاریش است نه بیشتر !

در بخش امور رفاهی به مناسبت های مختلف جشنی هرچند کوچک در باشگاه و یا در محل شرکت و یا کارخانه برقرار نمائید تا همکاران به همراه اعضای خانواده در آن شرکت نمایند همسر و یا کسی که به شما نزدیک است را با همسران همکارانت آشنا سازید تا بین خودشان یک رابطه دوستانه برقرار نمایند و تا از مشکلات آنها مطلع شوید.

دقت کنید این کار قبل از هر چیز شما را به خانواده واقعی خود نزدیک می سازد و بعد به خانواده همکارانتان و از طرف دیگر بهترین راه تبلیغ کار و یا کالاهایتان است این تعداد راضی از شما بهترین مبلغان کسب و کارتان خواهند بود.

به همکارانتان آموزش دهید تا در برقراری ارتباط بخصوص تلفنی ا می توانند از کلمات و واژهای درست و زیبا استفاده نمایند و به هیچ عنوان با مخاطب بد صحبت نماید .

به آنها آموزش دهید همیشه حق ا به مشتری بدهند و خود را برای شنیدن نظرات آنها حتی تکراری و خسته کننده مشتاق نشان دهند .

پوشش مناسب و زیبا تمیز و پاکیزه از نشانه های مدیر لایق است و فضای مناسب و تمیز امکانات و وسایل کافی در بهبود کار و بالا بردن کیفیت الزامی است .

اتاق کار کارکنان نیز به تهویه و میز و صندلی مناسب دارد و در حد ممکن از گل و گیاه بهرمند شوند .گرمایش و سرمایش فضای کار مهم است و بی تفاوتی به هر یک از این موارد در کیفیت کار شما تاثیر مستقیم خواهد داشت .

تنها اتومبیل گران قیمت و اتاق بسیار شیک نشان یک مدیر موفق نیست وقتی همکارانتان در شرایط نامناسب هستند آنها با یک کلمه و یا جمله حتی به صورت انعکاس رفتاری غیر کلامی میتوانند در نظر دیگران بشدت به شخصیت شما توهین نمایند .

فرز کنید صاحب یک برند بزرگ و شرکتی مطرح هستید و دوست یا مشتری خود را برای بازدید کارگاه یا کارخانه از دفتر مرکزی همراهی مینمائید وقتی به درب کارگاه و یا کار خانه میرسید از همان درب ورودی شخصی با لباس مندرس و کفشهای پاره و سرو وضعی غیر بهداشتی به استقبال شما می آید و مدام هم برای خود شیرینی از شما و خدمات آن نزد مهمانان سخن می گوید لوازم پذیرایی بسیار اولیه و ناپسند هستند طوری که مهمانان ترجی میدهند حتی چای شما را میل نکنند خودتان در اینگونه موارد چه فکر میکنید ؟

به همکارانتان آموزش دهید که در محیط کار از شوخی های مختلف بخصوص شوخی های رایج دستی بشدت خود داری نمایند اما در همین خصوص میتوانید یک سری مسابقات ورزشی را برایشان در نظر بگیرد به همراه جوایز و یا حتی باشگاه ورزشی برای یک یا دو ساعت در هفته بایشان اجاره نماید و یا قسمتی از مجموعه را به عنوان محل ورزش ایشان در نظر بگیرید.

باور بفرمایید همه این کار ها که گفته شد کمتر از یک سفر خارجی با خانواد در سال برای شما هزینه نخواهد داشت اما بازخورد فوق العاده آن را در تولید و خدماتتان خواهید دید.

فرض کنید در سفر خارج از کشور هستید با خانواده با خوبی و خوشی و تماسی با شما گرفته میشود که سری برگردید چراکه در یک درگیری بین کارگران توان یک نفر در محل کار کشته شده و ...چه حس دردناک به شما دست خواهد داد وقتی متوجه شوید دعوا بر سر پول قرضی بوده که طرف بدهکار نتوانسته به طلبکار خود بدهد!

دزدی و یا کم شدن وسایل کم کاری و ...هر اتفاقی که در مجموعه شما پیش بیاید بخش عمده آن این نیست که کارمند و همکار شما انسان بدی است بلکه شما مدیریت خوبی نتوانسته اید داشته باشید و شایسته است مسئولیت را به دوش سرکارگر و یا معاون و یا مشاور خود نیندازید .

در مناسبت های مختلف برای همکاران صحبت نماید و به ایشان و یا خانواده شان بخصوص فرزندانشان هدیه آن هم نقدی بدهید تاثیر فوق العاده ای خواهد داشت.

برایشان توضیح دهید که چگونه میروی مورد نظرتان است و درب اتاقتان همیشه براوی همکاران باز باشد برای درد دل و بیان مشکلاتشان برایشان وقت بگذارید و سعی کنید با نام کوچک بشناسید شان و لی همیشه با پیشوند آقا یا خانم صدایشان نمایید .رابطه فوق العاده دوستانه اما مودبانه و مردانه داشته باشید به هیچ عنوان در ورزش ها وبازی ها یشان شرکت نماید ولی در تشویق هایشان حاضر باشید .

به آنها در خلوت فرصت بیان مشکلات ا بدهید برایشان توضیح دهید که بخشی از خانواده شما هستند و راهای رشد و موفقیتشان ا به آنها آموزش دهید .

هرگز از سخن خبرچینن استقبال نماید و در سیستم خود به هیچ عنوان از جاسوس بهر نگیرید وقتی میتوانید از دوربینهای مدار بسته یاری بجویید هر جایی یک دوربین و تمام .

اگر شخصی برایتان پیامی آورد حتماً تحقیق نمائید و به هیچ عنوان قضاوت نمایید بخشش راه درستی است که میتواند چند بار در حق همکارتان انجام شود ولی به صورت کتبی و درج در پرونده و با اطلع هیئت مدیره و یا نماینده کارکنان .

شاید بهتر بود نام این مطلب را مدیر موفق میگذارم اما شما انسان موفقی هستید که این مطلب را برای بهبود کار خود مطلع می کنید و از طرف دیگر کارمندان شما باید به داشتن مدیری چون شما افتخار نمایند .

دوستدارتان

جعفر صابری

پیشنهاد میکنم مطلبی با عنوان مدیران موفق به نشانه اینترنتی http://jafar-saberi.blogfa.com/post/1434 که پیشتر نگاشته ام را نیز مطالعه نماید بیشک برای شما مفید خواهد بود .

در نبرد بین آدم های سخت و روز های سخت این آدمهای سخت هستند که میمانند نه روز های سخت !